عبد المحمد آيتى
127
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
( يعنى هلاكو خان ) از املاك حومه و سدس ارباب به نام او موسوم شده بوده ميان وارثان تقسيم گردد . بعد از اندكى دولتخانهء اتابكى رو به انحطاط نهاد و از آئين سلطنت همين آواى كوس ميان تهى بر رسم نوبت باقى ماند . حكام شيراز مدتى مديد به جهت دفع شر يكديگر در اردو ماندند و اين امر موجب شد كه قروض بيشمار اندوخته شود . در جريان اين احوال طوغان قهستانى نزد ايلخان تقرب يافته بود - چنان كه خواهيم گفت - و بوقا كمتر به امور مملكت مىپرداخت . [ 224 ] حكام شيراز دست به دامن طوغان زدند كه به عرض ايلخان برساند كه اگر حكومت - فارس از برّ و بحر - به آنان واگذار شود پانصد تومان ( پنج هزار هزار دينار ) زر از بواقى اموال چند ساله و توفيرات به خزانه رسانند . ايلخان رضا داد و فرمان حكومتشان را نوشتند . آنان ساربان و جوشى را براى تحصيل اموال و نيز به خاطر دفع مشكلات درخواست كردند . طوغان نيز فخر الدين مبارك شاه را به نيابت خود به عنوان بيتكچى با ايشان فرستاد . چون به حدود فارس رسيدند قوام الدين بخارى كه بر آنان تقدم داشت وفات يافت . خواجه شمس الدين حسين و سيف الدين يوسف و نظام الدين ابو بكر با امرا به شيراز درآمدند و مأموران خود را نصب كردند و به تحقيق امور و تشويق سخنچينان پرداختند و هرچه شحنگان و متعلقان ايشان به عنوان خدمت و عراضات و علوفات و اخراجات اندوخته بودند بگرفتند ولى مهيا ساختن پنج هزار هزار دينار مال كارى بس دشوار بود . جوشى و ساربان با آنچه به ستم گرفته بودند روانهء حضرت شدند و فخر الدين مبارك شاه را براى گرد آوردن بقايا بگذاشتند . اما ديگر كسى را مالى نمانده بود كه روانهء خزانهء ايلخان گردد و او مجبور شد كه با حكام مصالحه كند . در پايان سال سعد الدوله حاكم كل ممالك شد . او جهت نظم كار شيراز ، جوشى و شمس الدوله و عز الدين مظفر عميد را بفرستاد . حكام فارس تا اصفهان استقبال كردند و براى آنان تا از شر بازخواستشان در امان باشند هدايا و تحف بسيار آماده ساختند . جوشى در آغاز ملاقات بخاطر قصور در جمعآورى مال و پيش گرفتن راه مسالمت فرمود تا فخر الدين مبارك شاه و مجد الدين رومى و شمس الدين حسين و پسرش را كه بىگناه بود به شمشير كشتند . خواجه سيف الدين و خواجه نظام الدين براى صيانت نفس و تعويق در قتل از نو [ 225 ] حجت دادند كه صد تومان ( يعنى يك هزار هزار دينار ) مال از توفيرات ملك به خزانه رسانند بدين طريق از كشته شدن نجات يافتند . ايشان را به شيراز آوردند .